بدر فلک عصمت ، سرو چمن زهرا
بدر فلک عصمت ، سرو چمن زهرا
اخت شه بی یاور دخت شه بی همتا
محبوبه حق زینب مرأت جمال اب
آنکو زجلال آمد چون خالق خود یکتا
مجموعه دانائی مخزونه و آلائی
آثار توانائی در حضرت او پیدا
در خلقت اگر بودی مانند زنان موجود
برجملة مردان بود از فضل و عطا مولا
توصیف زروی او والشّمس بقرآن خوان
تفسیر زموی اوست والیل اذیغشی
اندر حرم یزدان بانوی حریمست او
در دایرة امکان سرویست چمن آرا
در سرّ ضمیر او اسرار خدا پنهان
وزرأی منیرش شد آثار خدا پیدا
در رفعت شأن او این گنبد میناپست
بر شمس جمال او خورشید بود حربا
نوباوة پیغمبر دخت شه اژدر در
بر خلق جهان مادر مرأت رخ زهرا
از دست یدالّهی در کوفه در عصمت
چون موسی عمران کرد اظهار ید بیصا
از بحر سکوت آندم بر خلق اشارت کرد
از عالم امکان کس نشنید دگر آوا
اثبات انا الحق کرد بر خلق جهان یکسر
بر حمد و ثنای حق، شد ناطقهاش گویا
از حالت افکارش شد کوفه پر از ماتم
وز نطق شرر بارش میسوخت همه دلها
از سحر بیان بنمود مظلومی خود ظاهر
وز تیغ بیان فرمود مقهور همة اعدا
چون گشت بمردم فاش مظلومی آن سرور
در کوفه عیان گردید بس همهمه و غوغا
گشتند همه عدوان از بهر حسین گریان
آنسان که شدی گویا محشر زفغان برپا
بر کند چنان بنیان از آل ابی سفیان
شد در نظر آنان روزان چو شب یلدا
ناگه نظر آنماه افتاد برأس شاه
آن روی نکو پرخون دید از ستم اعدا
زینب زتجلّی شد مدهوش چنان کز غم
از چوبة محمل گشت روی چو مهش حمرا
گفتا بسر خونین با ناله و با افغان
ای بدر چرا هستی اینگونه هلال آسا
دوری تو برجانم هر دم فکند آتش
ای روح روان من گشتی زچه دور از ما
دیشب سر پر نورت بودی بکجا مهمان
گویا بتنور ای سر بودست تو را مأوا
ای آنکه ترا مسکن بر دوش پیمبر بود
چون جای بدادنت در خاک تنور اعدا
دل سوخت مدرس را هر دم زغم زینب
آتش بدلش افتاد زین داهیه عظما
هیئت انصارالحسین (ع) تهران از سال 1378 تائسیس و تا کنون با عنایت امام زمان (عج) ادامه دارد.