ای مرا درس شهامت سر خط ایثار تو

ای به صبر و استقامت صبر پرچمدار تو

ای طنین انداز گوش خلق بعد از قرنها

سوز قلب و ناله بین درو دیوار تو

وسف گم گشته خود را اگر خواهی بیا

کنج زندان مانده ام در حسرت دیدار تو

دست وپایم بسته و بنشسته می خوانم نماز

تا که از رونق نیفتد گر می بازار تو

روزه خود را کنم افطار اما با لگد

تا که یاد آرم زمیخ و سینه خونبار تو

می زند با تازیانه  سندی شاهک مرا

تا فرا موشم نگردد صحنه پیکار تو
ماجرای کوچه یک بار دگر تکرار شد

نیلی از سیلی رخم گردیده چون رخسار تو