رمق نمانده دگر در تنی که من دارم
رمق نمانده دگر در تنی که من دارم
زجور همسر نا ایمنی که من دارم
برای مرد بود خانه مأمنش لیکن
نه جای امن بود مسکنی که من دارم
گل ریاض خلیلم ولی به عکس خلیل
شراره خیز بود گلشنی که من دارم
چنان کسیکه ورا اندر استین ماراست
درون خانه بود دشمنی که من دارم
به پاکدامنیم حق بود گواه ولی
زخون دل شده تر دامنی که من دارم
ززهر دختر مأمون چنان روانم وسخت
که غیر پوست نماند از تنی که من دارم
نوای العطشم بر فلک رسد اما
در او اثر نکند شیونی که من دارم
مسلم است که داد مرا ازاو گیرد
خدای دادگر ذوالمنی که من دارم
مقیم درگه قدس رضا مؤید گفت
که جای أمن بود مأمنی که من دارم
مؤید
هیئت انصارالحسین (ع) تهران از سال 1378 تائسیس و تا کنون با عنایت امام زمان (عج) ادامه دارد.