مژده ز ميلاد ولى عشر - ولادت امام هادی ع

مژده ز ميلاد ولى عشر

هادى دين زاده خير البشر

مژده ز ميلاد على النقى

هادى دين نوگل باغ تقى

سبط نبى مير همه متقى

شبل على بحر نقاوت نقى

شاه عشر هادى جن و بشر

هادى دين زاده خير البشر

مژده ز ميلاد ولى زمين

شبل على والد پاك حسن

ماه دهم بارقه ذوالمنن

زاده زهرا وصى بوالحسن

شمس هدى پادشه بحر و بر

هادى دين زاده خير البشر

مژده ز ميلاد شه ملك دين

نور خدا سرور اهل يقين

محور دين عروه اهل يقين

حجت حق مظهر جان آفرين

ساقى امشب با پيمانى دگر - ولادت امام هادی ع

ساقى امشب با پيمانى دگر

سفره رنگين كرده بهر تازه مهمانى دگر

باغبان را گو بپاشد بذر شادى در زمين

تا ببارد ابر رحمت باز بارانى دگر

بايد آدم در جنان امشب گل افشانى كند

تا به تخت گل نشيند جان جانانى دگر

تا نترسد نوح پيغمبر ز طوفان بلا

رحمت حق كرده بر پا باز طوفانى دگر

آتش نمروديان خاموش گرديد و خليل

تكيه گاهش تخت گل شد در گلستانى دگر

شهر يثرب سينه سينا شده كز لطف حق

زد قدم در اين جهان موسى ابن عمرانى دگر

گر مسيحا مرده را زا نفاس گرمش زنده كرد

جسم او را داده ميلاد نقى ، جانى دگر

بر جواد ابن الرضا حق داده از درياى جود

گوهر ارزنده و در درخشانى دگر

خيزران بايد زند گلبوسه بر روى عروس

كز شرف آورده بهر دين نگهبانى دگر

فاطمه در باغ جنت بزم شادى چيده است

چون كه ديده نهمين گل را به دامانى دگر

از شب ظلمانى و تاريكى ره غم مخور

ز آنكه آيد بعد شب صبح درخشانى دگر

خاتم پيغمبرانت تبريك گويد بر على

چون على را آمده ماه فروزانى دگر

زد قدم در ملك هستى حافظ صلح حسن

تا دهد با صبر خود در صحنه جولانى دگر

نهضت خونين عاشورا و پيكار حسين

يافته از اين پسر گرمى ميدانى دگر

محور چرخ عبوديت چو زين العابدين

داده بر محراب طاعت عشق و ايمانى دگر

گوهرى را داده بر ما مكتب بحر العلوم

تا نگردد جاگزين علم ، نادانى دگر

فارغ التحصيلى از دانشگه فقه و اصول

آمده و بر ما دهد سر خط عرفانى دگر

همچنان موسى ابن جعفر در مقام بندگى

آمده با خط انسانساز انسانى دگر

تا نماند در جهان خالى سرير ارتضا

آمده همچون رضا در دهر سلطانى دگر

چون جواد آمد بدنيا منبع جود و سخا

كز علوش گشته رنگين خوان احسانى دگر

از ولاى هادى دين شاعر ژوليده را

حق نموده شامل لطف فراوانى دگر

آفتاب عزّت از عرش جلال آمد پديد - ولادت امام هادی ع

آفتاب عزّت از عرش جلال آمد پديد

 روز عيد شادمانى را هلال آمد پديد

آفتابِ فضل، تابان گشت از كوه شكوه

ظلمت شب هاى هجران را وصال آمد پديد

روز، روزِ شادى و وقت نشاط آمد از آنك *

 بهترين روزهاى ماه و سال آمد پديد

اخترى گرديد از برج ولايت جلوه گر

 كز جمالش آيتى فرخنده فال آمد پديد

آسمان علم را تابنده ماه آمد عيان

 گلستان شرع را خرم نهال آمد پديد

در سپهر عزّ و شوكت آفتاب آمد فراز

 بر هماى دين و دانش پر و بال آمد پديد

دشمنان را مايه درد و الم شد آشكار

 دوستان را دافع رنج و ملال آمد پديد

اى مسلمان ديده ات روشن كه از لطف خدا

 هادى الامّه شه احمد خصال آمد پديد

عشق و دل را موجبات اتّحاد آمد عيان

جان و تن را موجبات اتّصال آمد پديد

ركن دين بحر سخا غيث كرم، غوث امم

 نور حق شمس الضحى، فضل الكمال آمد پديد

عالمى فضل و تعالى، قلزمى علم و كمال

 بر سرير جاه و اورنگ جلال آمد پديد

شوكت و جاه و سعادت را محيط(3) آمد عيان

 حكمت و علم و فضيلت را جمال آمد پديد

جلوه ديگر به خود بگرفت عالم بهر آنك

 بر رخ زيباى خلقت خط و خال آمد پديد

هر چه خواهى از خدا «طايى» بخواه امروز چون

 بهر حاجت خواستن نيكو محال آمد پديد